پیمایش قسمتی ازجنگل گلستان – باشگاه کوهنوردی، کوهپیمایی، غارنوردی و دره نوردی قاجر قروه کردستان

ق بر بم استيلا يافت و اين وضع تا سال 1143 كه نادر اشرف افغان را شكست داد ادامه داشت. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروانسراهايي براي اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات احداث شد. در زمان شيخ عليخان زنگنه صدر اعظم صفوي به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد، ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثمانيها قرار گرفت. در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است.تاورنيه، جهانگرد و بازرگان فرانسوي، كرمانشاه را به عنوان شهركي پرنعمت و آباد وصف كرده و چنين نوشته است: ” هم زمان با حمله افغان و سقوط اصفهان كه طومار فرمانروايي خاندان صفوي در نورديده شد، كرمانشاه به جرم قرب جوار، با تهاجم عثمانيها مواجه گرديد و بار ديگر شهر رو به خرابي نهاد.“ نادر شاه به منظور آمادگي در مقابل تجاوز عثمانيها، به اين شهر توجهي خاص مبذول داشت.

شاهراهي كه از خليج فارس و بندر هرمز عبور ميكرد و راهي كه از هندوستان و از طريق جالق امتداد مييافت در جيرفت به هم متصل ميشد. ظاهراً در زمان عبور وي اين شهر به كلي ويران شده بود. در همين شهر بود كه لطفعلي خان زند در سال 1209 هـ.ق توسط عمال آغامحمد خان قاجار دستگير شد. سپس حكومت سنقر به خسروخان اردلان والي كردستان تفويض گرديد.در زمان فتحعلي شاه قاجار فرزند وي فتحاله ميرزا به حكومت سنقر گماشته شد. سپس اين ناحيه با نواحي كنگاور، ملاير و تويسركان يكي شده و تحت حكمفرمايي شاهزاده شيخعلي ميرزا- پسر فتحعلي شاه – قرار گرفت.

ابن حوقل در قرن چهارم هجري از جيرفت به نام شهري بزرگ كه سه فرسخ طول آن بوده و يكي از مراكز مهم خراسان و سيستان محسوب ميشده و محصولات نواحي گرمسيري و سردسيري در آن به عمل ميآمده ياد كرده است. بزرگ علوی در این رمان روش استعلام و استشهاد را به كار برده، روشی كه چند اثر دیگر او را نیز شكل داده است. قلعه ی زیبایی که به شکل اشک میباشد و به گفته ی برخی تاریخ شناسان مورد استفاده ی اشکانیان و برخی دیگر اسماعيليان و سامانیان و به اذعان برخی نیز حکومتهای دیگر بوده است.

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کف او مومست سنگ خارا آینه ی سکندر جام می است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند ساقی بده بشارت رندان پارسا را حافظ بخود نپوشد این خرقه ی می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را شهریار ما مستمند و مسکین دلبر دنی و دارا او را نبوده یاری ما را نمانده یارا ما از لطف طبعی همرنگ شیشه و گل او از درشت خویی همسنگ خار و خارا گردنکشان گستم زنجیر این علاقه دیوانه و دلیرم ای دلبر دل آرا دیگر به شهر ترکان شکر لبی نبینی از سغد تا سمرقند از بلخ تا بخارا خاکی که جوی خونش جاری و سیل ساری هرگز گلش نبویی گر عنبریست سارا در عهد ما نجویی ای دل بجان خواجه از دوستان مروت از دشمنان مدارا در تنگنای زندان لب بستم از تغنی ما صاحب العنادل اذ صارت الاسارا دل مست جام وحدت حاجت بذکر لب نیست لاتقربو الصلوه اذ انتم السکارا باری بکام دشمن زهرم به جام باده ست شهد و شراب ساقی با دوستان گوارا تاریخ آتش و خون تنها نه تخت جمشید دنیا همیشه نقل اسکندر است و دارا این اختلاف اخلاف از اسمعیل و اسحاق حاشا که احتجاجی از هاجر است و سارا از کاهنان بپرسید انجام کار این قوم با این کساد عار و با این فساد آرا مردان و خانه داری؟

براساس این باور در سال هایی که آب یکی از این چشمه ها کاهش پیدا می کند دو سه نفر از مردان زبده و چالاک مقداری از آب چشمه دیگر را پنهانی برمی دارند و داخل چشمه ای که آبش کم شده می ریختند و عقیده داشتند آب چشمه افزایش می یابد در بردن آب باید طوری عمل کنند که گیر نیفتند یعنی کسی آنها را مشاهده ننماید. چشمه که در این فصل از سال آب کمی دارد و افراد زیادی به علت شفا بخش بودن آب آن به آنجا می روند بسیار شلوغ و گاها ساعت ها در نوبت پر کردن ظروف آب در نوبت می باشند.

اين سرزمين ديرپاي كهن به علت درختان سر به فلك كشيده و انواع محصولات گرمسيري و سردسيري به «هند كوچك» معروف شده است. در زمان اين سلسله كرسي ايالت كرمان از سيرجان بردسير منتقل شد، به همين علت سيرجان اهميت و اعتبار خود را از دست داد. خانه تاریخی گلشن ۴۲ اتاق دارد که هرکدام طراحی خاص خود را دارند. درست است که پیش از همه مزارع وسیع پرورش گل و گیاهان زینتی و آبوهوای خاص این منطقه دلیل بر شهرت و محبوبیتش بوده است، اما نمیتوان جاهای دیدنی محلات به خصوص وجود جاذبههای تاریخی متعدد را در این امر بیتاثیر دانست.

شهر سيرجان به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و استقرارش بر سر راههاي ارتباطي كرمان، يزد، بندرعباس، شيراز و نيز وجود زمينهاي كشاورزي حاصلخيز و منابع بسيار غني معدني، از دير باز تاكنون پذيراي مهاجرين مختلف بوده است كه در رشد و توسعه آن مؤثر بودهاند. رفسنجان اسامي مختلف دارد كه بيشتر در ارتباط با ذخاير زيرزميني آن نامگذاري شده است. نقش جهان از نظر معماری برای افراد نوعی آسایش و فراخ به ارمغان می آورد ولی به مرور با اضافه شدن بخش های مختلف و دگرگونی های متعدد این ویژگی ها تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفته است.

وزیر دربار، «خیل تاش» میکوشد، استاد را با خودکامکی آشتی دهد ولی ماکان زیر بار نمیرود، و عطای او را به لقایش میبخشد. وقتی میان دو طایفه خصومتهایی با ابعاد بزرگتر از گوسفند دزدی درمیگرفت اولادها میان گروههای متخاصم رفت و آمد میکردند و خواهان برقراری صلح و آرامش میشدند. بنا به گفته مقدسي، سيرجان در زمان آلبويه از شيراز بزرگتر بوده است و دومين شهر ايالت كرمان محسوب ميشده و 45 مسجد كوچك و بزرگ داشته است.

یکی از این مظهرها که از همه بزرگتر است یک حوضچه طبیعی به وجود آورده است. وجود بیش از 1500 اثر تاریخی بصورت محوطه ها، تپه ها، پل ها، بناها و قلعه ها در جای جای استان از جمله محوطه تاریخی پیرازمیان در مشگین شهر ، گیلوان در شاهرود خلخال، تپه تاریخی نادر اصلاندوز و آناهیتا در سرعین ، پل پردیس در شهرستان كوثر و هفت چشمه در اردبیل ، بقاع شیخ صفی الدین اردبیلی و شیخ جبرائیل و مجموعه بزرگ بازار تاریخی اردبیل و قلعه های اولتان در پارس آباد ، قهقهه در مشگین شهر و قیزقلعه در بیله سوار موید این امر است.

کتاب «چشمزخم» نیز از جمله آثاری است که وی با هدف اعطای بینشی به خواننده در مسیر جستوجو و کندوکاو خود در خصوص این باور عامۀ پیچیده گردآوری و ویرایش کرده است. این تناقض بین روایات و تحقیقات علمی نوین، خود نیازمند کنکاشی ژرف و عمیق است که بیان آن از حوصله بحث ما خارج است. پس آدمى داراى دو حال است يكى حال فطرى كه او را در هنگام گرفتارى و برخورد با شرّ هدايت به رجوع پروردگارش مى كند و يكى حال عادى او كه در آن حال اسباب ظاهرى ميان او و ياد پروردگارش حايل گشته دلش را از رجوع به خدا و ياد او و شكر او مشغول مى سازد، آيه مورد بحث اين حال دومى را وصف مى كند نه حال اولى را.

دیدگاهتان را بنویسید